I Said I Don't Fucking Know
I Said I Don't Fucking Know

I Said I Don't Fucking Know

keep going

تا الان، سه روزه که کالریام از ۱۲۰۰ تا کمتر شده

و امروز ورزش هم کردم


قهوه‌ی من، با شکلات و شکر، سرتاسر مزه‌ی گه سگ می‌داد

اون قهوه‌ای که سارا درست کرده بود مزه‌ی گه سگ می‌داد ولی آخرش که شکلات آب‌شده و ته‌مونده‌های قهوه بود مزه‌ی بهشت می‌داد *_*

Meh

واقعا مسخره‌س. باید از هشت شب غذا و چایی نخورم برای آزمایشی که می‌دونم نتیجه‌ش چیه. مثل همیشه خوب. 

متنفرم ازش.

I Love you RFA

دیشب حالم واقعا بد بود. قبلش به‌خاطر یه‌سری درگیری‌های ذهنی، حوصله نداشتم و بعد هم هیچی خوب پیش نرفت. فکرمی‌کردم دورهمی و بازی می‌تونه حالمو بهتر کنه ولی بدتر شد. مهم نیست چرا.

فقط اینکه تا حدودای ۱۲ اینطور بود. و وقتی یادم اومد که میستیک ایونت ولنتاین داده، بازش کردم و چندتا مکالمه‌ی جدید بود.

و همه‌ی اونها باعث شد دوباره بخندم.

دردناکه

اون موقع که قرار بود ج ن گ بشه، یکی توی گروه مربوط به آنتیمد نوشته بود"دیگه حتی نمی‌خوام برای لوازم آرایشی کره‌ای پول بدم. حس می‌کنم اونا سلاح میشه برای کشتن خودم"


چرا من تو نفاشی خوب نیستم

فندم بلک کلاور خیلی گشاده -_-

چرا چارتا فن‌آرت درست حسابی نداریم؟

سه‌یانگ، عزیزم، پسندیده شدی می‌تونی بیای خواستگاری ^^

بابا: یه لحظه گوشیتو بده.

من: Here

بابا [بکگراندم رو می‌بینه]: عههه، چه گوگولیه *_*

من: ^_^

جات بسی خالیه

ما واقعا دلمون برات تنگ شده تک‌انیمه


به حس و حال اون موقع نیاز دارم

اون روزایی که روزی دو سه چپتر استاد تعالیم شیطانی می‌خوندم خیلی دور بنظر میاد.


*سوت زدن*

اینستاگرام رو پاک کردم و بسی حس خوبی دارم

کاش می‌شد توییتر رو هم پاک کنم

و از فندم هم لفت بدم